نفرین به تو و عشق تو |
|
وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت التماس را توی چشمام دید و رفت با همه خوبیهام بی وفا رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت دیگه دل از همه دنیا سرده کی میگه گریه دوای درده بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره بس که گریه کردم چشام آب نداره هر چی من بگم باز تمومی نداره از غم و غصه هام که حساب نداره چه کنم ای خدا با دل شکسته
+نوشته شده درجمعه 1386/10/28ساعت 11:51 توسط کوچولوی از دنیا بریده | |
اين سکوت غمگين شبانه ام را تنها صداي آمدن توست که نوري از اميد به آن ميتابد دستانت را دوست ميدارم ??مي داني چرا؟ چون با خيالهاي شبانه ام اينگونه کنار آمدم که دستهاي آشناي تو اشکهايم را ميزدايد از چشمان منتظر و غمگينم چشمانت را دوست دارم پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 نويسندگان کوچولوی از دنیا بریده - پيوندها طراح قالب |