اين سکوت غمگين شبانه ام را تنها صداي آمدن توست که نوري از اميد به آن ميتابد دستانت را دوست ميدارم ??مي داني چرا؟ چون با خيالهاي شبانه ام اينگونه کنار آمدم که دستهاي آشناي تو اشکهايم را ميزدايد از چشمان منتظر و غمگينم چشمانت را دوست دارم یلدا < ز ِ ک >