نفرین به تو و عشق تو |
|
آنکه چشمان تو را این همه زیبا میکرد کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد یا نمیداد به تو این همه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد!
فاصله عشق هاي معمولي را از بين ميبرد و عشق هاي بزرگ را شدت مي بخشد مانند باد که شمع را خاموش مي کند و اتش را شعله ور مي سازد! عاشق شدن اونقدرها هم سخت نبود واست کاره همیشگیت بود عزیزم ولی من دیر فهمیدم!
نظم عمومي وجودت را بر هم زدم! بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم! زندانيهاي ديگرت را فراري دادم! عاشق آشوب گر تو اينجاست! مرا به انفرادي قلبت بينداز!
بس که دیوار دلم کوتاه است هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد به هوای هوس هم که شده سرکی می کشد و ... می گذرد!
+نوشته شده درشنبه 1386/11/20ساعت 12:52 توسط کوچولوی از دنیا بریده | |
اين سکوت غمگين شبانه ام را تنها صداي آمدن توست که نوري از اميد به آن ميتابد دستانت را دوست ميدارم ??مي داني چرا؟ چون با خيالهاي شبانه ام اينگونه کنار آمدم که دستهاي آشناي تو اشکهايم را ميزدايد از چشمان منتظر و غمگينم چشمانت را دوست دارم پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 نويسندگان کوچولوی از دنیا بریده - پيوندها طراح قالب |