نفرین به تو و عشق تو |
|
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه
و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر +نوشته شده دردوشنبه 1386/08/14ساعت 12:43 توسط کوچولوی از دنیا بریده | شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حالا که دعوت شدی زیبا برقص يا چنان نماي كه هستي ، يا چنان باش كه مينمايي آنچه را که دوست داري به دست بياور؛وگرنه مجبور ميشوي آنچه را که به دست آورده اي دوست بداري هيچ وقت خودت رو درگير عشق نکن،به هيچ کس و هيچ چيز دل نبند و پايبند نشو ،عشق مثل تار عنکبوته و تو مثل پروانه،نذار بالهات در اين حصار چسبناک گير کنه که در اون صورت زندگيت تباه مي شه ما نمي توانيم فريب نخوريم چرا که عشق فريبي زيباست و زندگي فريبي زيباست +نوشته شده دردوشنبه 1386/08/14ساعت 12:39 توسط کوچولوی از دنیا بریده | روزی در کنار عارفی نشسته بودم . سخت در کار مردم دنیا می نگریست و لبخندی بر لب داشت و گاهی خنده ای می کرد . سبب خنده اش را پرسیدم . گفت : از کار این مردم می خندم . گفتم : چرا ؟ گفت : از اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند! از اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته شان را باز جویند! از اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش می کنند بنابراین نه در حال زندگی می کنند نه در آینده! از اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند. و سپس گفت : انسانها باید بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب آنها که دوستشان دارند ایجاد نمایند اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام ببخشند. انسانها باید بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند عاشقشان شود بلکه باید طوری باشند که دیگران عاشقشان شوند. انسانها باید بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد. انسانها باید بیاموزند این حوادث و رویدادها و افراد نیستند که موجب آزارشان می شود بلکه چون معتقدند که دیگران می توانند آنها را ناراحت کنند، ناراحت مي شوند. انسانها بايد بياموزند كه اين كافي نيست كه فقط ديگران را ببخشند بلكه خود را نيز بايد ببخشند. انسانها بايد بياموزند.... +نوشته شده دردوشنبه 1386/08/14ساعت 12:38 توسط کوچولوی از دنیا بریده | |
اين سکوت غمگين شبانه ام را تنها صداي آمدن توست که نوري از اميد به آن ميتابد دستانت را دوست ميدارم ??مي داني چرا؟ چون با خيالهاي شبانه ام اينگونه کنار آمدم که دستهاي آشناي تو اشکهايم را ميزدايد از چشمان منتظر و غمگينم چشمانت را دوست دارم پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 نويسندگان کوچولوی از دنیا بریده - پيوندها طراح قالب |