تبليغاتX
:: نفرین به تو و عشق تو ::

نفرین به تو و عشق تو



تا فرصتی دیگر فعلا

+نوشته شده درجمعه 1387/02/06ساعت 17:17 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است .تمام  روز  ،  اگر  بی تفاوتم  ؛  اما  شبم   قرین  شکنجه  ،   دچار  بیداری  است  

من بیدارم و با در شب سیاه دست و پا می زنم و تو غرق خوابی اما من بیدار می مانم تا تو را در خوابی آرام و راحت ببینم

رها  کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است مرا  ببخش  !

بدی  کرده ام  به  تو،  گاهی  کمال عشق ، جنون است  و دیگرآزاری است

مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاری است  بهشت من

 که دوستت دارم ... تقدیم به تو

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه 1387/02/04ساعت 13:13 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

 

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

 خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود

 دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

+نوشته شده درشنبه 1387/01/17ساعت 13:34 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

three things in life once gone never come  back........1.words 2. opportunity.3.time.

Three things in life are never sure ...1.dreams 2.sucess 3.fortune.

three things in life that make you a great person..1.hardwork 2.sincerity 3. sucess..

three things in life are most valuable..1.love 2. self respect 3. friends

three things in life must not be lost....1.peace 2. hope 3. honesty,

three things in life that destroy a person...1. greed 2. pride 3. anger..

+نوشته شده دریکشنبه 1386/12/26ساعت 9:56 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

تو کاري کردي بشکنم

 قيد چشاتو بزنم

 تو کاري کردي بد بشم

 از تو و عشقت رد بشم

 تو کاري کردي بسوزم

داغش تو سينس هنوزم

از بديات نميگذرم

محال از ياد ببرم

ميدوني که چي بش ميگن؟

بهش ميگن نارو زدن

قيد دل مارو زدن

این شعر  از طرف یکی از دوستان خوبم بود که برام فرستاده

 

+نوشته شده دردوشنبه 1386/11/29ساعت 19:27 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

آنکه چشمان تو را این همه زیبا میکرد کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد یا نمیداد به تو این همه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد!

فاصله عشق هاي معمولي را از بين ميبرد و عشق هاي بزرگ را شدت مي بخشد مانند باد که شمع را خاموش مي کند و اتش را شعله ور مي سازد!

 

عاشق شدن اونقدرها هم سخت نبود واست کاره همیشگیت بود عزیزم ولی من دیر فهمیدم!

نظم عمومي وجودت را بر هم زدم! بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم! زنداني‌هاي ديگرت را فراري دادم! عاشق آشوب گر تو اينجاست! مرا به انفرادي قلبت بينداز!

بس که دیوار دلم کوتاه است هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد به هوای هوس هم که شده سرکی می کشد و ... می گذرد!

+نوشته شده درشنبه 1386/11/20ساعت 12:52 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

+نوشته شده درپنجشنبه 1386/11/11ساعت 13:41 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي

 پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام

حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت

 را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد

 و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تاآخرين

روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد

از پشت کوه ها سرک مي کشد در کنارش باشي

 

+نوشته شده درچهارشنبه 1386/11/10ساعت 19:9 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديم

 باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد

 نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز سالهاست

 كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد

 آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا خانه كوچك ما سيب نداشت

+نوشته شده درچهارشنبه 1386/11/10ساعت 18:54 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت التماس را توی چشمام دید و رفت

 با همه خوبیهام بی وفا رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت دیگه دل از همه دنیا سرده کی میگه گریه دوای درده بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره بس که گریه کردم چشام آب نداره هر چی من بگم باز تمومی نداره از غم و غصه هام که حساب نداره چه کنم ای خدا با دل شکسته چه کنم با دلی که ز خون نشسته میدونست مهرشو با جونم خریدم

            

+نوشته شده درجمعه 1386/10/28ساعت 11:51 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

سلام

سلام بر دل ماتم گرفته ی زهرا

سلام بر شفق غم گرفته ی زهرا
سلام بر بدن پاره پاره ی پسرش
قلم چگونه بگوید چه آمده بسرش
سلام بر گل زهرا که با دل پرخون
ز راه عقل همی کرده عشق را مجنون

سلام بر لب عطشان و خون خشکیده
به چشمهای پر از خون که دیده نادیده
به زخمهای فزون از ستاره درشب تار

بسان غنچه ی بشکفته در خیال بهار

مثال بلبل شوریده ای سکون دارد
دلش گرفته، سرش ماجرا فزون دارد

سلام بر گل روی ستاره و خورشید
به روی ماه بنی هاشم آن جوان رشید

کشیده قامت و مه طلعت و بلند احساس

به کوه غیرت و سقای کربلا عباس

به طفل تشنه لب، آن آهوی زبان بسته

که راه کامل حجت به شامیان بسته
به شاهزاده اعظم جوان علی اکبر
که بود خَلقاً وخُلقاً شبیه پیغمبر
سلام بر گل روی سه ساله ی زهرا

که بود ماحصلش ناز دانه ی بابا

رقیه جان پدر بود و هم پدرجانش

پدر نبود چو جانی نبود در جانش
سلام بر دو گل نور دیده ی زینب

به تارموی زمحنت بریده ی زینب
به زینبی که بود قهرمان کرببلا

زنی به صبر وشجاعت نشان کرببلا

+نوشته شده درجمعه 1386/10/28ساعت 11:41 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

                          

+نوشته شده درسه شنبه 1386/10/25ساعت 12:41 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

کسي که عشق ميکارد اشک درو ميکند (پلين)

کسي آمدن عشق را نميبيند اما از رفتنش همه خبردار ميشوند (دولسيون)

 عشق تنها مرضي است که بيمار از آن لذت ميبرد (افلاطون)         

هيچ شکنجه اي شديدتر از اين نيست که نه عاشق کسي بشوي و نه کسي عاشقت بشود (کامل موکليير)

عشق اجازه نميدهد هيچ عيبي را ببينيم (ارسطو)

 عشق فقط يکي است اما دوستي ميتواند هزاران چشمه داشته باشد

                             

+نوشته شده دریکشنبه 1386/10/23ساعت 12:21 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

 هاااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟

کداميک از ما بدجنس تريم؟
من؟
که آرزوي کشيدن موهايت يکدم رهايم نمي کند؟
يا تو؟
که هميشه هوس کندن گوش هايم آزارت مي دهد؟
بدجنس!!
کداميک بچه تريم؟
من؟
که کودکانه بهانه چشمهايت را مي گيرم؟
يا تو؟
که بچه گانه شعرم را خط خطي مي کني؟
کداميک عاشق تريم؟
من؟
که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب مي شود؟
يا تو؟
که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم مي کند؟
کداميک بازيگوش تريم؟
من؟
که دلم بازيچه بازي موهايت در نسيم هر لحظه به
شوق بوييدن زلفت مي تپد؟
يا تو؟
که با هر کرشمه ات بيچاره دلم را به بازي گرفته اي؟

... ها؟! ...کداميک؟

         

+نوشته شده درسه شنبه 1386/09/20ساعت 21:56 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

مكعب برگشت به كره گفت :  " تو در هيچ زمينه اي اعتقاد مشخصي نداري ، جهت گيري نكرده اي . نسبت به همه چيز و همه كس با ملايمت برخورد مي كني ، هيچ وقت حرف تند و تيزي نمي گويي . من مطمئن هستم تو هرگز نمي تواني با اين روش راه را به آخر برساني . همين مدارا دست و پايت را مي بندد . "
كره گفت :  " تا پايين كوه مسابقه بدهيم ؟ "

+نوشته شده درسه شنبه 1386/09/20ساعت 21:53 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

حرف امرووووووووووووووووووووووووووز:

خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست

  كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين كوچيکي            

 فراموش نميكني ولي من به كوچيكي توبه اين بزرگي

            رو گاهي فراموش ميكنم              

       

+نوشته شده درسه شنبه 1386/09/20ساعت 21:51 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

ايا ميدانيد چرا خداوند شيطان را از درگاه خود

راند و براي هميشه او را طرد كرد ؟

چون فرمان خدا را براي سجده ي بر انسان

اطاعت نكرد.

اما بي وفايي برخي ادميان را بنگر كه از خدا رو بر

برميگردانند و حلقه ي بندگي شيطان به گردن

مي اويزند!

شيطان معمولا از راه هاي زير ، انسان را به نا فرماني از خدا  

وسوسه مي كند

اراستن و زيبا كردن گناه

 سرگرم كردن انسان ها به ارزوهاي دور و دراز دنيايي

 ايجاد دشمني و كينه ميان افراد

اكنون ببينيد اين شيطان در روز قيامت كه كار ار كار گذشته و

فرصتي براي توبه باقي نمانده است ، به گناه كاران چه

مي گويد.

پس بهتر هست اين دنيا جبران بشه...

 

+نوشته شده دریکشنبه 1386/08/27ساعت 16:8 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

شماره تولد

روان شناسان شخصيتي براين عقيده اند که شماره تولد، شما را از آن چيزي که مي خواهيد باشيد دور نمي کند، بلکه مانند رنگي است که نوع آن و زيبايي اش براي افراد مختلف متفاوت است. به مثال زير توجه کنيد :
فرض مي کنيم که شما متولد 8 مهر 1355 هستيد.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :
2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8
شماره تولد 2 است و اکنون مي توانيد آنچه راکه مربوط به اين شماره است با خود مطابقت دهيد .

تفسير اعداد در ادامه ی مطلب: 

 


ادامه مطلب
+نوشته شده دریکشنبه 1386/08/27ساعت 15:16 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

 

+نوشته شده درجمعه 1386/08/25ساعت 21:8 توسط کوچولوی از دنیا بریده |

در خواب ناز بودم شبي

ديدم كسي در مي زند

در را گشودم روي او

ديدم غم است در ميزند

اي دوستان بي وفا

از غم بياموزيد وفا

غم با آن همه بيگانگي

هر شب به من سر مي زند

+نوشته شده درسه شنبه 1386/08/15ساعت 12:26 توسط کوچولوی از دنیا بریده |